تبلیغات

عینک پلیس مدل 8417 - فیلم محاکمه در خیبان

فیلم محاکمه در خیبان

نویسنده :تاها
تاریخ:سه شنبه 22 اردیبهشت 1388-11:11 ق.ظ

کریم نیکونظر و گلاویژ نادری: ‌‌«جامعه ما به سمت سیاه‌و‌سفید شدن می‌رود. داریم دوباره به سمت همان فضا‌های سابق می‌رویم و وقتی من به سمت طبقه‌حاشیه‌نشین می‌روم، دیگر نمی‌توانم رنگ‌های شاد را وارد عکس‌هایم کنم...» این را مسعود کیمیایی درباره سیاه‌و‌سفید بودن تازه‌ترین فیلمش «محاکمه در خیابان» می‌گوید. فیلمی که ظاهرا می‌خواهد خاطرات فیلم‌های قدیمی، همان سیاه‌و‌سفید‌های دهه 40 و 50، را زنده کند و با فضای تیره‌اش، تصویری تازه از جامعه ایرانی بدهد. اگر چه برای مسعود کیمیایی «محاکمه در خیابان» تنها ادای دین به آن سینما نیست، یک جور بازگشت است به فضای دلخواهش: «من با این فیلم دوباره به دنیای همیشگی‌ام برگشته‌ام.» کیمیایی این‌روزها سرحال‌تر از همیشه است. شوخی می‌کند و درباره اوضاع سینما و حال و روز جامعه حرف می‌زند... بیست‌و‌سومین فیلم مسعود کیمیایی قرار است تجربه تازه‌ای باشد برای او و برای همه آن‌هایی که سینمایش را دوست دارند. خودش با اشتیاق به عکس‌های فیلم ـ عنوانی که کیمیایی برای نماها به کار می‌برد ـ نگاه می‌کند و مشتاق است تا زودتر فیلم را آماده کند. یادم می‌آید قبل‌‌ترها، وقتی از کیمیایی درباره دیدن فیلم‌هایش در سالن سینما می‌پرسیدند، جواب می‌داد سال‌هاست هیچ فیلمی را از خودش در سینما ندیده. انگار هر بار فیلمی از او اکران می‌شود، مسعود کیمیایی خیالش راحت می‌شود و اصلا به امید همان فیلم قبلی است که اثر بعدی‌اش را شروع می‌کند. البته «محاکمه در خیابان» انتخاب اول او برای ساخت نبود. کیمیایی می‌گوید: «فیلمنامه‌ای بود به نام شریک که خیلی دوستش داشتم. اما هر بار به مشکلی برخورد و نشد که بسازمش.» مشکلاتی که باعث می‌شود او برای مدتی قید آن فیلم را بزند و به کار دیگری فکر کند. «محاکمه در خیابان» را اصغر فرهادی نوشته و کیمیایی از آن خوشش آمده و با بازنویسی، به فضای همیشگی‌اش نزدیک شده. فیلمی درباره آدم‌های زمانه ما. آدم‌های به ظاهر دور از جریان روز جامعه؛ اما موثر در سرنوشت همه مردم. فیلم تازه کیمیایی داستان این آدم‌هاست. نسل تازه‌ای که می‌خواهند درست زندگی کنند اما در دروغ‌های خود ساخته‌شان گم می‌شوند. اما آیا در این فیلم هم باز با جوان‌هایی تلف شده و سردرگم روبه‌روییم؟ آیا کیمیایی باز هم با بدبینی و تلخی به آنها نگاه می‌کند؟ جواب او خیلی سرراست نیست: «آن نوع تلخی كه در زبان سینمای من برای شما آشناست، نیست. یك شكل دیگر است که بیشتر به حال‌و‌هوای زمانه برمی‌گردد. خودتان ببینید متوجه می‌شوید. می‌رود به سمت فیلم نوآر...» نوآری درباره طبقه حاشیه‌ای تهران.






Admin Logo
themebox Logo